أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

43

قانون ( فارسى )

آفرينى كند . بسا اتفاق مىافتد كه مزاج ناگزير از ضدآفرينى باشد . از مزاج سرد خشك ، نم بيگانه و غير طبيعى ايجاد مىشود و اين نه براى آن است كه خود را با آن همانند سازد بلكه از سوء هضم سرچشمه مىگيرد . انسانى كه چنين مزاج را دارد ، لاغر و داراى مفاصل سست ، و بيمناك و ترسو و تنگ رگ مىباشد و در موقع لمس احساس مىشود كه بدن او سرد و نرم است ، و اين شبيه همان است كه پيرى بلغم را مىآفريند ، زيرا مزاج پيرى در واقع سرد و خشك است . و بايد بدانى كه خون و هرچه با خون در رگهاست ، هضم سومى دارند و وقتى در اندام‌ها پخش مىشوند ، براى اينكه به همه آنها برسند هضم چهارمى دارند . مواد زائد هضم اول كه در معده است از راه روده‌ها و مواد زائد هضم دوم كه در كبد است قسمت بيشترش از طريق ادرار و بقيه آن از راه طحال و كيسه صفرا دفع مىشود . مواد زائد دو هضم ديگر از راه تحلل دفع مىگردد كه محسوس نيست و يا به صورت عرق و چرك بيرون مىريزد . اين نوع دفع يا از مجارى محسوس مانند بينى و سوراخ گوش و يا بوسيلهء منافذ غير محسوس از قبيل منفذهاى ريز پوست و يا بطريق غير عادى مانند ورم‌هاى تركيده انجام مىگيرد و يا به صورت مواد زائدى كه در بدن مىرويند ، نظير موى و ناخن دفع مىگردد . و بدان : هركس داراى خلطهاى رقيق باشد بر اثر تخليهء آن اخلاط ضعيف خواهد شد و اگر منافذ پوست او گشاد باشند به نيروى وى آسيب مىرسد ، زيرا ناتوانى ناشى از تحليل رفتن است ، و تحليل « 56 » نيرو را در پى دارد زيرا اخلاط رقيق به آسانى دفع مىشوند و به آسانى تحليل مىروند . و هرچه دفع و تحليلش آسان باشد ، همراهى او با روان در تحليل آسان است و روان نيز با او مىگدازد . و بدان ، همچنانكه در بوجود آمدن اخلاط عللى وجود دارد ، در حركت آن‌ها نيز موجباتى هست . حركت و خوردن چيزهاى گرم ، خون و صفرا را به حركت وادار مىكند و ممكن است سوداء را نيز تحريك و تقويت كند . ليكن آرامش ، بلغم و چند نوع از سوداء را تقويت مىكند . تخيلات خودبخود اخلاط را تحريك مىكنند ، چنان كه از تماشاى رنگ سرخ ، خون تحريك مىشود و به اين جهت است كه نمىگذارند كسى كه خونريزى بينى دارد به اشياى سرخ بنگرد . اين بود گفتار ما درباره اخلاط و پيدايش آنها و جدال مخالفان كه داورى در صحت و سقم آن بر عهدهء فيلسوفان است نه طبيبان .

--> ( 56 ) - نسخه انگليسى : تفرق